انتخاب مدلها و پیکربندیهای لیفتراک معمولاً شامل در نظر گرفتن جنبههای کلیدی زیر است:
توابع عملیاتی
کارکردهای عملیاتی اساسی یک لیفتراک به حمل و نقل افقی، انباشتن/بازیابی، بارگیری/تخلیه و انتخاب سفارش دسته بندی می شوند. بر اساس توابع عملیاتی خاصی که یک شرکت قصد دارد به آن دست یابد، می توان یک انتخاب اولیه از مدل های لیفتراک که قبلا معرفی شد انجام داد. بعلاوه، عملکردهای عملیاتی تخصصی-مانند جابجایی رول کاغذ یا فلز مذاب{3}} بر پیکربندی خاص لیفتراک تأثیر میگذارند، که اغلب به نصب پیوستهای تخصصی برای انجام این وظایف منحصربهفرد نیاز دارند.
الزامات عملیاتی
الزامات عملیاتی لیفتراک شامل مشخصات کلی مانند ابعاد پالت یا محموله، ارتفاع بالابر، عرض راهرو و درجه بندی می باشد. علاوه بر این، در نظر گرفتن الزامات مربوط به راندمان عملیاتی (زیرا مدلهای مختلف دارای سطوح متفاوتی از کارایی هستند) و ترجیحات اپراتور (به عنوان مثال، وضعیت رانندگی در حالت نشسته یا ایستاده ترجیح داده میشود) ضروری است.
محیط عملیاتی
اگر محموله در حال جابجایی یا محیط انبار مقررات زیست محیطی خاصی را اعمال کند-مثل محدودیت در سطح سر و صدا یا انتشار اگزوز{1}}این عوامل باید هنگام انتخاب مدل و پیکربندی لیفتراک به دقت در نظر گرفته شوند. به طور مشابه، اگر قرار است لیفتراک در یک انبار سرد یا محیطی با الزامات ضد انفجار کار کند، تجهیزات باید به ترتیب به عنوان یک مدل-ذخیره-خاص یا ضد انفجار{6}}پیکربندی شوند. انجام یک بازرسی کامل محل از تمام مناطقی که لیفتراک در آن کار می کند و پیش بینی مشکلات احتمالی بسیار مهم است. به عنوان مثال، ارزیابی اینکه آیا ارتفاع درها در نقاط ورودی/خروجی انبار، مشکلاتی را برای خلاصی ایجاد میکند، تأیید اینکه ابعاد آسانسور و ظرفیت بار با لیفتراک سازگار است و اطمینان حاصل شود که ظرفیتهای بار کف-در سطوح بالا مطابق با الزامات ساختاری لازم است.
هنگام انتخاب یک مدل و نهایی کردن پیکربندی آن، ارائه شرح مفصلی از شرایط عملیاتی به تأمینکننده لیفتراک و انجام یک نظرسنجی در سایت برای اطمینان از اینکه تجهیزات خریداریشده دقیقاً نیازهای خاص شرکت را برآورده میکند، ضروری است. حتی پس از تکمیل تجزیه و تحلیل ذکر شده در بالا، این امکان وجود دارد که چندین مدل مختلف لیفتراک به طور همزمان تمام الزامات مشخص شده را برآورده کنند. در چنین مواردی، توجه باید به ملاحظات کلیدی زیر معطوف شود:
مدل های مختلف لیفتراک سطوح مختلفی از کارایی عملیاتی را نشان می دهند. در نتیجه، تعداد مورد نیاز لیفتراک و اپراتورها متفاوت خواهد بود، که منجر به آبشاری از تغییرات در هزینههای کلی میشود. برای بحث دقیق در مورد پیامدهای هزینه عملکرد لیفتراک، لطفاً به بخش "ارزیابی عملکرد" این سند مراجعه کنید.
اگر قرار است لیفتراک ها در یک محیط انبار کار کنند، مدل های مختلف ممکن است به عرض راهروهای متفاوتی نیاز داشته باشند و دارای ظرفیت های بالابری متفاوتی باشند. این تفاوتها میتوانند نیاز به تنظیماتی در چیدمان انبار داشته باشند-مانند تغییرات در تراکم یا ظرفیت ذخیرهسازی محموله-برای قرار دادن تجهیزات انتخابی.
تغییرات در مدلهای خاص لیفتراک انتخابشده-و همچنین تعداد کل واحدهای خریداریشده-تأثیر قابلتوجهی بر جنبههای مختلف عملیات، بهویژه مدیریت ناوگان خواهد داشت. ④ مدل های مختلف لیفتراک دارای پایه های نصب شده در بازار متفاوتی هستند که به نوبه خود منجر به تفاوت در قابلیت پشتیبانی پس از فروش آنها می شود. به عنوان مثال، هر دو-سطح-کابین-سطح-کابین سه طرفه-کابین سطح پایین-از سری لیفتراکهای راهروی باریک هستند، و هر دو قادر به انجام عملیات انباشتگی و بازیابی در راهروهای بسیار باریک به عرض 2.5 متر هستند. با این حال، کابین قبلی را نمی توان بالا برد. در نتیجه، دید عملیاتی ضعیفتر و راندمان کاری پایینتر را ارائه میدهد. از آنجایی که دومی به طور کامل تمام عملکردهای اولی را در بر می گیرد و در عین حال عملکرد برتر را ارائه می دهد، حجم فروش آن در بازار-در مقایسه با اولی{16}}۴ تا ۵ برابر در اروپا و بیش از ۶ برابر در چین بیشتر است. در نتیجه، اکثر تامینکنندگان توسعه کامیونهای برجک سهطرفه-سطح{22}}کابین-سطح بالا را در اولویت قرار میدهند، در حالی که مدلهای کابین-سطح-معمولاً برای برنامههایی در نظر گرفته میشوند که شامل بارهای سبکتر و ارتفاعهای پایینتر (معمولاً در ۶ متر) هستند. وقتی مدلی حجم فروش بازار بسیار پایینی دارد،-قابلیتهای خدمات پس از فروش{29}}شامل تعداد مهندسان خدمات، سطح تجربه آنها، و در دسترس بودن موجودی قطعات یدکی{30}} نسبتاً ضعیفتر است.
بنابراین، ضروری است قبل از انتخاب منطقی ترین و مناسب ترین راه حل، ارزیابی جامعی از تأثیر عوامل ذکر شده انجام شود.